العلامة المجلسي

230

حياة القلوب ( فارسي )

را ، پس اختيار كرد صد تن را ، از صد تن هفتاد تن را واز هفتاد تن ده تن را واز ده تن هفت تن را اختيار كرد ، پس گفت : بيائيد تا اين هفت تن دعا كنند وباقي ديگر آمين بگويند شايد پروردگار ما دلالت كند ما را بسوى عبادت خود ، پس دستها بر زمين گذاشتند وبسيار دعا كردند چيزى بر ايشان ظاهر نشد ، پس دست بسوى آسمان بلند كردند ودعا كردند پس خدا وحى كرد بسوى إدريس وأو را پيغمبر گردانيد وأو را وهر كه به أو ايمان آورده بود دلالت كرد بر عبادت خود . وپيوسته ايشان عبادت خدا مىكردند وشرك به خدا نمىآوردند تا خدا إدريس را بسوى آسمان بالا برد ، ومنقرض شدند آنها كه متابعت أو كرده بودند بر دين أو مگر اندكى ، پس اختلاف در ميان ايشان بهم رسيد وبدعتها احداث كردند تا نوح عليه السّلام بر ايشان مبعوث شد « 1 » . ودر حديث أبو ذر گذشت كه : حق تعالى بر إدريس سى صحيفة نازل ساخت « 2 » . ودر بعضي روايات وارد شده است كه : أو أول كسى بود كه به قلم چيزى نوشت ، وأول كسى بود كه جامه دوخت وپوشيد وپيشتر پوست مىپوشيدند ، وچون خياطى مىكرد تسبيح وتهليل وتكبير وتمجيد خدا مىكرد « 3 » . وبه سندهاى معتبر بسيار از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه : مسجد سهله خانهء إدريس پيغمبر عليه السّلام بود كه در آنجا خياطى مىكرد ونماز مىكرد ، هر كه در آنجا دعا كند حق تعالى حاجتش را برآورد وأو را در قيامت بالا برد به مكان بلند كه درجهء إدريس است « 4 » . به سند معتبر از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام منقول است كه : ابتداى پيغمبرى إدريس عليه السّلام آن بود كه در زمان أو پادشاه جبارى بود ، روزى سوار شد به عزم سير ، پس

--> ( 1 ) . علل الشرايع 27 . ( 2 ) . خصال 524 ؛ تاريخ طبري 1 / 107 . ( 3 ) . قصص الأنبياء راوندى 79 . ( 4 ) . قصص الأنبياء راوندى 80 ؛ كافى 3 / 494 .